مؤلف مجهول ( مترجم : عبد اللطيف طسوجى تبريزى )

مقدمه 20

هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى )

حكايت معروفى است از هرودت He ? rodote موسوم به خزانه شاه رامپسينيت . ( 1 ) و ازين كه بگذريم ، نظاير مهمى كه دقيقا شبيه و موازى با يكى از حكايات الف ليله بشود ، بدست نميآيد و در اين مورد واحد نيز ممكن است تصوّر كرد كه از مشرق زمين بيونان سرايت كرده باشد . بنابر تحقيقات فوق ، حكاياتى كه از اصل هندى هنوز در دستست ، غالبا حكاياتى است كه از زبان حيوانات و بطور تمثيل سخن گفته يا حكاياتى كه در ضمن آن براى اطالهء كلام و وقت گذرانى ، حكايات ديگر مندرج است و عدد آن حكايات در نسخ فعلى الف ليله بالغ بر 18 مىشود كه ظاهرا بعضى از آن در اصل نسخه هزار افسانه بوده و بعضى ديگر جداگانه و مستقلا ترجمه يافته و بعدها بالف ليله الحاق شده ، بطور حدس ميتوان گفت حكايات ذيل از اصل هندى است : 1 - حكايت ملك سندباد و شاهين 2 - آدمى زاده با طيور و وحوش 3 - شبان و پارسا 4 - مرغابيان و سنگپشت 5 - روباه و گرگ 6 - باز و كبك 7 - موش و سمور 8 - كلاغ و گربه 9 - روباه و كلاغ 10 - موش و كيك 11 - شاهين و پرندگان 12 - عقاب و گنجشك 13 - خارپشت و قمريها 14 - بوزينه و دزد 15 - مرد جولاه 16 - گنجشك 17 - سندباد تا هفت وزير ( پادشاه و پسر و كنيزك ) 18 - ملك جليعا و وزير شماس و شاهزاده وردخان . حكاياتى كه در هزار افسانهء پهلوى وجود داشته و ممكن است كه در ايران الحاق شده باشد ، غالبا حكاياتى است كه از اجنّه و عفاريت و حوادث سحرى سخن ميگويد و در اين حكايات چنان كه تحقيق كرده‌اند ، جنّ و عفريت را وجود مستقلى نشان ميدهد كه تابع طلسم و يا نقش خاتم نمىشوند و حوادث عجيبه به عمل مىآورند . بعضى از آن جمله در نهايت قشنگى و زيبائى بافته شده و حتى علاوه بر ايجاد حسّ غرابت و اعجاب كه منظور از قصّه است ، از نكات